آن مرد عاشق بود آن بازی عشق و آن حریف خدا.دور، دور آخر بود و بازی به دستخون رسیده بود. آن مرد زمین را سبز می خواست . دل را سبز می خواست.انسان را سبز.زیرا بهشت سبز است و روح سبز و ایمان سبز...
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است .
پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .
حضرت فاطمه زهرا (س )
"ستایش مخصوص خداوند است از او کمک مى خواهیم و به او ایمان مى آوریم و بر او توکل مى کنیم و از شر نفس و بدى کردارمان به او پناه مى بریم ، خدایى که هدایت کننده اى نیست آنکه رااو گمراه سازد و گمراه کننده اى نیست هر که را او هدایت کند گواهى مى دهم که معبودى جزخداى یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست."
"من پیش از شما به حوض کوثر مى رسم و شما در کناره حوض بر من وارد خواهید شد،حوضى که عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهایى است از نقره به شماره ستارگان،
حال بنگرید که پس از من با دو میراث گرانبها چگونه رفتار مى کنید."
مردى از میان جمعیت فریاد برآورد: یا رسول اللّه ! آن دو چیز گرانبها چیست ؟
فرمود: یکى از آن دو که بزرگتر است ، کتاب خداست یک طرفش در دست خدا و طرف دیگرش به دست شماست ، پس آن را محکم نگه دارید تا گمراه نشوید و دیگرى که کوچکتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نیکى کننده آگاه به من خبر داده است که این دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قیامت به من رسند من هم از خدا همین را خواسته ام، پس شما ازآنها پیشى نگیرید که هلاک مى شوید و از آنها وا نمانید که هلاک مى شوید."
سپس دست على (ع )را گرفت و بلند کرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه کسى نسبت به مؤمنان از خود ایشان سزاوارتر است ؟
گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.
فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنین ازخود ایشان سزاوارترم پس هر کس من مولا و سرپرست اویم ، على مولا و سرپرست اوست." این جمله را سه بار تکرار کرد.
سپس گفت : "خداوندا! دوستى کن با هر کس که با على دوستى کند، و دشمنى کن با هر کس که على را دشمنى کند، دوست بدار هر کس که على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر کس او رادشمن مى دارد، یارى کن هر کس را که یاریش کند و بى یاور بگذار هر کس تنهایش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف که باشد .
اى مردم باید حاضران، این پیام را به غایبان برسانند."
چون خطبه نبوى به پایان رسید امین وحى براى بار دوم نازل شد و او را به این پیام مفتخر ساخت:
"امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضى شدم که اسلام دین شما باشد
(اسلام را به عنوان دین براى شما پسندیدم)"
پیامبر اکرم(ص) پس از دریافت این پیام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اکبر! که دین کامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولایت على بعد از من راضى شد" .
وضو اثرات آن :
سوره المائده آیه 6 :
یا ایها الذین امنوا اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وججوهکم وایدیکم الی المرافق وامسحوا بروسکم وارجلکم الی الکعبین مایرید الله لیجعل علیکم من حرج ولکن یرید لیطهرکم ولیقم نعمه علیکم لعلکم تشکرون
ای کسانی که ایمان آورده ایدهر گاه برای نماز برخا ستید صورتها ودستهایتان را تا آرنج ها بشویید وسرهایتان وپاهایتان را تا بر آمدگی مسح کنید خدا نمی خواهد شما در رنج افتید ؛بلکه می خواهد که شما را پاکیزه سازد ونعمتش را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید
آیه طهارت ظاهری سه گونه است :طهارت از نجاست ؛ طهارت از حدث وجنابت؛ طهارت از فضولات تن مانند ناخن وموی وچرکی بدن
طهارت باطن نیزسه گونه است:
اول طهارت تن از گناه:مانند غیبت ؛دروغ حرام خوردن خیانت کردن وچون این طهارت حاصل شود بنده آراسته فرمان برداری وخدمت گزاری می گردد واین درجه ایمان پارسایان است ونشان او آنست که پیوسته ذکر حق اورا برزبان است
دوم طهارت دل است از اخلاق ناپسند چون عجب وحسد وکبر وریا وحرص عداوت که عجب وخود بینی وخود پسندی آئینه روی را خراب کند ؛حسد ارزش آدمی را کم کند تکبر وخودنمایی آئینه دل را تاریک کند ریا وخودنمایی چشمه طاعت را خشک نماید حرص حرمت مردم را از دست دهد عداوت وکینه ورزی آب الفت را باز بند د وراه آشتی را سد کند بنده چون از این آلایشها پاک شد در شمار پرهیز کاران است ونشان وی آنست که از گناه بگریزد ودر شبهت نیاویزد واز دوزخ بگریزد
پیر طریقت دراینباره گوید:الهی ،هر کسی برچیزی ومن ندانم برچه ام؟بیم همه آنست که کی پدیدآید که من کدامم؟ الاهی پیوسته در گفت وگویم ،تا واننمایی در جست وجویم از بی قراری در میدان بی طاقتی می پویم در میان کارم اما نمی پویم .
الاهی ،مرکب وا ایستاد وقدم بفرسود ،همراهان رفتند واین بیچاره را جز حیرت نیفزود.
کوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد. رفت که دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا کولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود.مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زیر لب گفت: ولی تلخ تر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی.
کاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست.
مسافر رفت و گفت: یک درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت.
و نشنید که درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز کردهام و سفرم را کسی نخواهد دید؛ جز آن که باید.
مسافر رفت و کولهاش سنگین بود.
هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم کرده بود. به ابتدای جاده رسید. جادهای که روزی از آن آغاز کرده بود.
درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده بود. زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت.
درخت گفت: سلام مسافر، در کولهات چه داری، مرا هم میهمان کن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، کولهام خالی است و هیچ چیز ندارم.
درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری. اما آن روز که میرفتی، در کولهات همه چیز داشتی، غرور کمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در کولهات جا برای خدا هست. و قدری از حقیقت را در کوله مسافر ریخت. دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم و پیدا نکردم و تو نرفتهای، این همه یافتی!
درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم. و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست.
عرفان نظرآهاری
اولین نمازگزاران:
پس از انکه آدم از بهشت رانده شد وبه زمین امد. صبح پس از شامی طولانی از فراق ودوری .
ندا آمد ای آدم دو رکعت نماز بخوان یک رکعت بشکرانه گذشتن شب هجرت ویکی دمیدن صبح دولت ودیدن جفت خویش وبزبان حال گفت :
وصل آمد وازبیم جدایی رستیم بادلبرخود بکام دل بنشستیم
اول کسی که نماز پیشین (ظهر )کرد ابراهیم خلیل بودکه چون جان فرزند خود نثارکردوخداوند قربانی اوراپذیرفت وهنگام زوال رسید؛نداآمد چهاررکعت نمازبخوان ؛یک رکعت شکر توفیق یکی دیگر شکر تصدیق وسوم شکر ندا وچهارم شکر خدا
واول کس که نماز پسین (عصر)گزارد یونس بود که چون از نرسیدن عذاب به قوم خود تا شکری که کرده بود گرفتار خشم خدا شد وبه زندان شکم ماهی رفت !چون از شکم ماهی بیرون رفت ؛خود را از این چهارتاریکی رها ورسته دید تاریکی لغزش؛تاریکی شب؛تاریکی آب؛تاریکی شکم ماهی ؛وبشکرانه رهایی از آن چهارتاریکی چهار رکعت نماز گزارد
واول کس که نماز شام گزارد عیسی (ع)بود که بی پدر به وجود آمد در شکم مادر تورات وانجیل خواند ودر گهواره سخن گفت!بشکرانه این سه نعمت سه رکعت نماز گزارد رکعت اول نفی خدائی ازخود کردوبه رکعت دوم اثبات خدایی
در دو رکعت آسمانی کرد ورکعت سوم اقرار به یگانگی خدا کرد !
اول کسی که نماز شام (عشاء)گزاردموسی بود که نواخته خالق بی عیب ومخصوص تحفه غیب ومزدور شب فرارسید وزید ؛باران گرفت وبرق جهید گرگ درگله افتاد وعیالش دردزه خاست سرگردان در آن وادی بی پایان بی سروسامان بزبان حال می گفت:
به هرکویی مرا تاکی دوانی زهر زهری مرا تاکی چشانی
نگاه بجانب طور شعاع نور دید وندای خداوند غفور شنید که موسی را چهار غم بود غم عیال وفرزند وبرادر ودشمن
ندا آمد ای موسی غم واندوه مبر که رهاننده از غم وبرنده اندوه منم موسی برخاست وچهاررکعت نماز بشکرانه چهار نعمت گزارد ؛بشرط صدق وصفاووفاواخلاص وعیال وفرزند وبرادر اوکفایت کند وبردشمن پیروز شود وازغم واندوه برهد چنانکه هرچهار نعمت را خداوند به موسی داد!
نامهای نماز:
ازشرف ومزیت نماز برسایر عبادتها همین بس که خداوند 102 جای قرآن ذکر کرده وآنرا سیزده نام نهاده صلوه ؛قنوه؛قرآن؛تسبیح ؛کتاب؛ذکر؛رکوع؛سجود؛حمد؛استغفار؛تکبیر؛حسنات؛باقیات0
اثرات نماز:
پیامبر فرمودند :نماز معراج مؤمن است
گفته اند نمازگزارراهفت کرامت است :
هدایت ؛کفایت ؛کفارت ؛رحمت؛قربت؛درجت؛مغفرت
اول قدم از شرک بی نمازی است که خداوند روز رستاخیز به دوزخیان می گوید:چه شمارا به اینجا افکند؟
می گویند مااز نمازگزاران نبودیم هرکس این پنج نماز رابوقت خویش وباشرایط بخواند خداوند اوراثواب جمله اصول شرایع دهد