RSS  | Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 9201 | بازديدهاي امروز: 5| بازديدهاي ديروز: 43
درباره خودم
آواز پرجبرئيل
مدير وبلاگ : باران غريب[73]
نويسندگان وبلاگ :
روایت (@)[9]

مريم
مريم (@)[3]


دلم مي خواد که چنان باشم که ديگران چون به من بنگرند مرا نبينند .بلکه خدارا ببينند.الهي اينچنين شود
لوگوي وبلاگ
پيوندهاي روزانه
مطالب قبلي
موضوعات
لينک هاي دوستان
کوثر
اسوه
پري براي پريدن
جاهد
خط سرخ شهادت
حبل المتين
سايت جامع دفاع مقدس(ساجد)
سيمرغ
رنگين کمان يک رنگ
*... بگو به آن که ، دل از بار غم گران دارد ...*
گنجينه قصار
اتش عشق
روزان نوشت
دوستانه و صميمانه. Pen pal يعني دوستي که برايت مي نويسد...
صداي نسل نو
سجاده اي پر از ياس
پيغام سروش
ماصاحب داريم
عکس فوري
مباني مهندسي کامپيوتر
شهيد مرتضي بصيري
کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
پوست کلف
شيعه مذهب برتر
حسني وب
آقاشير
مهر بر لب زده
نسل برتر
به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
منطقه ممنونعه
شميم
زير آسمان خدا
جاده خدا
پنجره
کوثر
خط سوم
ترنم باروني
رويش
کبوترانه
پاک ديده
پرهيزگار عاشق است !
عطش
خلوت تنهايي
خلوت تنهايي
سال نوآوري و شکوفايي
نکته هاي زندگي
بابهار
آسمان اتش
لينک باکس هاي رايگان لينک
انتظار
کوثر110
ارميا
توکاي شهر خاموش
وقايع
هيئت حضرت علي اکبر(ع)
پنجره
پيامبراعظم
پلاک
موقتا عنوان نداره
فؤاد
اينجا پرنده...
ولايت
عقل وعشق
عدل الهي Divine Justice
کشکول صادق
تجربيات من درپروژه
تجربيات من در مديريت پروژه
بازي بزرگان
اردو
در حريم اهل بيت(ع)
شميم نينوا
بيا مهدي با ترنم باران...
فرشته مهر
ايده هاي اخلاقي نوين
abdekhoda1000
ايران سرزمين بلند
نکته هايي از قرآن
مصباح سبز
شهادت
علم وعرفان
لوح دل(شهيد ايليا)
ناريانا2
روايت
ايده هاي اخلاقي نوين
بيقرارنامه
ترنم باران
لينکستان -محور
دم مسيحائي
هيئت بقيه الله شهيديه
لوگوي دوستان
اشتراک

نام:

ايميل:

 
موسيقي وبلاگ
ياهو

سلام 


دوستان ايا کسي هست که بخواهد در اين وبلاگ به ما کمک کند .


من ميخوام وبلاگم رو ترک کنم.


دوست دارم اگر فردي ميتواند موثر بنويسد به او بدم .


منتظر پيام ياريتون هستم.


يا علي




نويسنده: باران غريب(پنجشنبه 6/4/1387 :: ساعت 10:27 عصر)

مدت ها بود اسير بود ... عشق هم در او اسير بود ... اسيرش کردند ...


هواها و هوس ها ... شهوت ها و غضب ها ....


مدت ها بود مرده بود .... عشق هم در او مرده بود ... چرا که خانه اش خراب شد ...


خرابش کردند  ...


هواها و هوس ها ... شهوت ها و غضب ها ....


قلب المومن حرم الله  .... خانه خانه ي خدا بود ... حرم خدا بود ... عزيز بود ...


حرمتش را شکستند هواها ... وارد شدند هوس ها ... و کشتندش ... عشق را ... ذليل شد ...


مدت ها بود خسته بود .... بي  رمق .... زمين گير  .... زمين گيرش کرد ....


 آن کوله بار سنگين ...


همان که پر بود از شهوت ها .... غضب ها ....


مدت ها بود نا اميد بود .... نا اميد .... نا اميد ....


و من يقنط من رحمة ربّه الا الضالون*.....


 و چه کسي نا اميد مي شود از رحمت پروردگارش جز گمراهان ؟


بلکه گمراه بود ... گمراه ....


اما در همان خانه ي خراب شده ي عشقش باز هم ندايي مي آمد ... نداي رب ...


باز آ .... بنده ي من باز آ ! ... حتا اگر توبه ات را شکستي .... صد بار ...


همان ربي که به رسولش فرمود :


نبّئ عبادي اني انا الغفور الرحيم* ....


به بندگانم خبر بده که منم همان بسيار بخشاينده ي مهربان ...


تا نکند در گمراهي بمانند .... او و امثال او ....


اينها را ميدانست ... اما توان نداشت .... تا کوله بارش را ببرد به درگاهش ....


 براي بخشش .... آن کوله بار پر از گناه ....


اين بار فرمود : تو يک قدم بيا .... من ده قدم مي آيم ....


باز هم نيامد ! .... حتي يک قدم ... مي شد ....  نخواست ! ....


تا اين که خدا آسوده کرد ، خيال او و امثال او را : ....


قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا* ....


بگو اي بندگان من که بر خود اسراف کرديد ، از رحمت خدا نا اميد نشويد ؛


 خدا گناهان را مي بخشايد ، همه اش را ...


برقي در چشمانش نمايان شد .... برق اشک بود شايد ....


بساطش را جمع کرد ... هر چند سنگيني مي کرد ... همان که پر بود از گناه ....


آمد به درگاه پروردگارش ... لنگان لنگان .... و کشيده ميشد روي زمين ....


آن کوله بار سنگين ....


خدا به عهدش وفا کرد .... فرمود رهايش کن .... بخشيدم .... همه اش را ....


خواست .... شد .... بايد بخواهي ... مي شود .... خدا کمک مي کند ....


بيرون راند از خانه ي قلبش .... آن همه مهمان ناخوانده را ....


و آباد شد خانه ي قلبش .... عشق آمد ....


مبارک بادا ....


ستاره ها :


1- 56 حجر   2- 49 حجر   3- 53 زمر


هي نوشت :


1- مواظب باشد بساطش را پخش نکند دوباره ! ....


2- حواسش به آيه ي 50 سوره ي حجر هم باشد ! :


و ان عذابي هو العذاب الاليم .... و عذاب من همان عذاب دردناک است !


3- يادش نرود : ان الله لا يغفر ان يشرک به ....


 خداوند نمي بخشايد اين که شرک ورزيده شود .... 


48 نساء


4- به دعاي 39 صحيفه ي سجاديه هم رجوع کند بد نيست ! ...


5- من که لالايي بلدم چرا خوابم نميبرد ؟! ...


منبع اين متن وبلاگ عزيز بزرگوارمون پرهيزگار عاشق است


((  http://chastelove.parsiblog.com/  ))


 باتشکر از اجازه ايشون در استفاده ازمتن زيباشون




نويسنده: باران غريب(پنجشنبه 30/3/1387 :: ساعت 11:20 عصر)




نويسنده: باران غريب(يکشنبه 12/3/1387 :: ساعت 7:39 عصر)

http://www.rahpouyan.com/Yas/Film/SHohada/f09.htm


 


به مناسبت اربعين شهداي کانون رهپويان وصال




نويسنده: باران غريب(شنبه 4/3/1387 :: ساعت 12:17 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ