سفارش تبلیغ
صبا
 
 
آوازپرجبرئیل
 
 
مگو آنچه نمى‏دانى ، بلکه مگو هر چه مى‏دانى چه خدا بر اندامهاى تو چیزهایى واجب کرد و روز رستاخیز بدان اندامها بر تو حجت خواهد آورد . [نهج البلاغه] 
»» عباس وآسمان وزینب

 

آنگاه که پیکرم برزمین بود ملائک در آسمان وناله مادری که فرزندش را صدا میزد ومن ایستاده در میانه زمین وآسمان  او را دیدم که کودکی خردسال را بردستانش حمل میکرد ونگاههای مضطرب خواهرم رادیدم وناله های غریبانه مادر طفل را شنیدم ومن برخاک بودم وصدای او برآسمان وناله بلند ملائک که برتمام افلاک بود وهمه گویی نازل شده برزمین ومن بربام اسمان خدارا رافریاد میکردم ودردستان بالای سرش طفلی شش ماهه آنچنانکه خلق آنسوی میدان او راببینند وفریاد دادخواهی او برای طفل شش ماهه از برای طلب آبی که عطش طفل را فرو نشاند ومن علی را دیدم که در تمام صفحات هفتگانه آسمان بود ونگاه برفرازی بلند تر داشت ولبخند می زند علی همان اصغر شش ماهه او و  از آنسوی میدان تیری سه شعله در کمان و مردی با نگاه تیز برنده وقلبی تیره تر از سیاهی آسمان ومن آسمان را دیدم که خون می بارید واصغر را که سیراب شده بود در میان دستان پدر بال و پر می زد حال علی اصغر مرا دید ومن در میانه آسمان وزمین به لبخند مهربان او پاسخ دادم دستانم را خواستم باز کنم تا اورا از آغوش حسین باز گیرم اما...

مولایم را دیدم که خون اصغر را به آسمان فرستاد تا بدرقه راه فرزند باشد وخداوند هدیه او را بپذیرد ،حال مولایم مرا می بیند ومن سربه زیر می اندازم شرمنده ام پسر فاطمه شرمنده ام ،آسمان می غرد ،نعره می زند وا فریادا وافریادای ملائک برافلاک است

 صدای سیلی محکم باد که برصورت نیلی  زمین میخورد مویه های غریبانه آب که دردستان دیو اسیر گشته استفآسمان برزمین سجده میکند ومن در میانه اسمان وزمین فرود میآیم فوج فوج ملائک برزمین سجده میکنند نور است نور که برزمین فرو د آمده خورشید خجل از این همه روشنایی درپس حجاب فرو میرود چه قدر غریبانه میگرید این بانو صدای نعره آسمان بلند است زمین می لرزد زینب میدود ومن نیز به سوی او میخوام زینبم خواهرم بمان مرو زودتر از او میرسم

وا فریادا حسین وامصیبتا حسین چشمان زینب را می خواهم بگیرم تا نبیند اما با کدامین دست ومن در میانه زمین  وآسمان خدا یا به فریادم برس

حسین تنهاست مولایم در میانه قتلگاه تنهاست

وامصیبتا زینب خواهرم

دستی ندارم که مولایم را یاری کنم

کاش عباس صدها بار بجای تو بمیرد کاش خورشید خاموش گردد کاش زمین از هم فرو پاشد کاش زینب نبیند

ام ابیها مادرم زهرا خجل از روی توام

من در میانه زمین وآسمان وحسین را در مسلخ عشق قربانی میکنند وتو گویی خورشید را سر می برند وشب رابرای خویش به ارمغان میاورند

فوج فوج ملائک به زمین آمده اند این رستاخیز عظیم را به تماشا نشسته اند

خدا به این عشق بازی مینگرد وبرملائک بخاطر وجود حسینش فخر میکند

ودر تمام صفحات آسمان لبخند این معشوق  را خواهید دید واین عاشق  که در راه معشوق مصلوب شده است ومسلح شده به پای بوس خدا می رود

محمد است که ستوده می شود بخاطر این حسینش چه نیک قربانی آورده ای حسین را از برای احیای حق به صلیب می کشند و مریمش را به اسیری می برند

وتو درتمام صفحات آسمان حسین را خواهی دید که ملائک او را به بالا می برند و گرگ صفتان میانگارند که او را کشته اند وتمام تاریخ را از او پاک کرده اند حال آنکه حسین در زمان جاری شد به رنگ ارغوانی عشق و هرگاه خواستند مسیح را مصلوب کنند از برای عشق بازی با معبود وحق را پابرهنه سرببرند وماه را به اسیری برند وستارگان را به غل وزنجیر کشند یاد حسین در اذهان جاری خواهد شد و لعن ونفرین خلق است که برخفاشان شب روا میشود

ومن خجل ازحسینم واو سرشار از عشق ومست از شراب طهورا  به سویم میاید ومرا می بوید واین بیش از همه وقت شرمسارم میکند

برادرم عباس

ومن میان آسمان وزمین وزینب به اسارت روان وتو گویی خورشید وماه را اسیرکرده اند وتو گویی این همه رقیه که به اسارت می روند ستاره های اسمانند که زنجیر شده اند و هرروز وهرروز تکرار میشود وهرروز هرروز عاشوراست و خورشید را سرمیبرند در صلاه ظهر واسمان را بی فروغ یار می کنند وهرغروب خیمه ها را اتش می زنند وغارت می کنند وتو گویی جانم را می گبرند ومن هرروز در پهنه اسمان نگار اینهمه غمم که برزینب روا می رود ورقیه که خرد است برای اسارت رفتن وزنجیر کشیدن

هرروز اسمان غمگین این مصیبت است وتو اینهمه اشک را میبینی ؟از برای مصیبت های فاطمه وعلی است از برای فرزندان علی است



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » باران غریب ( جمعه 86/10/28 :: ساعت 8:40 عصر )

»» السلام علیک یااباعبدالله الحسین



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » باران غریب ( شنبه 86/10/22 :: ساعت 2:59 صبح )

»» عشق،سرخ و آتش ، سرخ و عصیان ، سرخ

عشق،سرخ و آتش ، سرخ و عصیان ، سرخ 

آن مرد عاشق بود آن بازی عشق و آن حریف خدا.دور، دور آخر بود و بازی به دستخون رسیده بود. آن مرد زمین را سبز می خواست . دل را سبز می خواست.انسان را سبز.زیرا بهشت سبز است و روح سبز و ایمان سبز...

اما سبزی را بهایی است به غایت سرخ، و بازی به غایتش رسیده بود.به غایتی سرخ.
و از این رو بود که آن مرد، سرخ را برگزید.که عشق سرخ است و آتش سرخ و عصیان سرخ .و از میان تمامی سرخان ، خون را برگزید.نه این خون رام آرام سر به زیر فروتن را ، آن خون عاصی عاشق را .آن خون که فواره است و فریاد.او خون خویش را برگزید که بازی سخت سرخ و سخت خونین بود.
***
ترکش کنید و تنهایش بگذارید که شما را یارای یاری او نیست.این بازی آخر است و نه جوشن به کار می آید و نه نیزه و نه شمشیر و نه سپر.دیگر نه طمع بهشت و نه ترس دوزخ و نه هول رستاخیز.بروید و بردارید و بگریزید.
دیگر پیراهنتان پاره نخواهد شد،تنتان ، پاره پاره خواهد شد.کیست؟
کیست که با تن پاره پاره بماند؟ دیگر غنیمتی نصیبتان نخواهد شد،قلب شرحه شرحه تان ،غنیمت دیگران خواهد شد.کیست؟ کیست که با قلب شرحه شرحه بماند؟
این عزیمت را دیگر بازگشتی نیست، زیرا که آن یار، گلو را بریده دوست دارد و سر را بر نیزه و خون را پاشیده بر آسمان.کیست؟ کیست که با گلوی بریده و خون پاشیده بر آسمان، بماند؟
وقتی بنده اید و او مالک، بازی این همه سخت نیست.
وقتی عابدید و او معبود، بازی این همه سخت نیست.
اما آن زمان که عاشقید و او معشوق، یا آن هنگامه که او عاشق است و شما معشوق، بازی این چنین سخت است و این چنین سرخ و این چنین خونین. و بازی عاشقی را نخواهید برد، جز به بهای خون خویش.
آن مرد حسین بود و آن بازی کربلا وآن یار، خدا.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » باران غریب ( شنبه 86/10/22 :: ساعت 2:15 صبح )

»» مهمترین خطبه غدیر خم

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است .

پیامبر اکرم (ص)

 

 

 

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .  

حضرت فاطمه زهرا (س )

مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زیر چند درخت کهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدین شرح ایراد کرد:

"ستایش مخصوص خداوند است از او کمک مى خواهیم و به او ایمان مى آوریم و بر او توکل مى کنیم و از شر نفس و بدى کردارمان به او پناه مى بریم ، خدایى که هدایت کننده اى نیست آنکه رااو گمراه سازد و گمراه کننده اى نیست هر که را او هدایت کند گواهى مى دهم که معبودى جزخداى یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست."

"من پیش از شما به حوض کوثر مى رسم و شما در کناره حوض بر من وارد خواهید شد،حوضى که عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهایى است از نقره به شماره ستارگان،

حال بنگرید که پس از من با دو میراث گرانبها چگونه رفتار مى کنید."

مردى از میان جمعیت فریاد برآورد: یا رسول اللّه ! آن دو چیز گرانبها چیست ؟

فرمود: یکى از آن دو که بزرگتر است ، کتاب خداست یک طرفش در دست خدا و طرف دیگرش به دست شماست ، پس آن را محکم نگه دارید تا گمراه نشوید و دیگرى که کوچکتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نیکى کننده آگاه به من خبر داده است که این دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قیامت به من رسند من هم از خدا همین را خواسته ام، پس شما ازآنها پیشى نگیرید که هلاک مى شوید و از آنها وا نمانید که هلاک مى شوید."

سپس دست على (ع )را گرفت و بلند کرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه کسى نسبت به مؤمنان از خود ایشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنین ازخود ایشان سزاوارترم پس هر کس من مولا و سرپرست اویم ، على مولا و سرپرست اوست." این جمله را سه بار تکرار کرد.

سپس گفت : "خداوندا! دوستى کن با هر کس که با على دوستى کند، و دشمنى کن با هر کس که على را دشمنى کند، دوست بدار هر کس که على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر کس او رادشمن مى دارد، یارى کن هر کس را که یاریش کند و بى یاور بگذار هر کس تنهایش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف که باشد .

اى مردم باید حاضران، این پیام را به غایبان برسانند."

چون خطبه نبوى به پایان رسید امین وحى براى بار دوم نازل شد و او را به این پیام مفتخر ساخت:

"امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضى شدم که اسلام دین شما باشد

 (اسلام را به عنوان دین براى شما پسندیدم)"

پیامبر اکرم(ص) پس از دریافت این پیام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اکبر! که دین کامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولایت على بعد از من راضى شد" .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » باران غریب ( شنبه 86/10/8 :: ساعت 11:7 صبح )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

یک اتفاق عجیب در تدفین فرمانده مدافع حرم: «میدانم زندهای! با تو
دلواپسی های من
ماهی پری
مثل یک نور سپید
سلام
[عناوین آرشیوشده]
 

>> بازدید امروز: 6
>> بازدید دیروز: 8
>> مجموع بازدیدها: 202248
» درباره من «

آوازپرجبرئیل
مدیر وبلاگ : باران غریب[132]
نویسندگان وبلاگ :
روایت (@)[18]

مریم (@)[5]


دلم می خواد که چنان باشم که دیگران چون به من بنگرند مرا نبینند .بلکه خدارا ببینند.الهی اینچنین شود

» پیوندهای روزانه «

به یادمادر [9]
سایت جامع دفاع مقدس (ساجد) [139]
شیوه تدریس درس هنر [114]
لوح دل [465]
[آرشیو(4)]

» آرشیو مطالب «
اردیبهشت 86
فروردین 86
مرداد 86
مهر 86
آذر 86
دی 86
بهمن 86
اسفند 86
فروردین 87
اردیبهشت 87
خرداد 87
تیر 87
مرداد87
شهریور87
مهر 1387
آذر 1387
دی 1387
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1388
آذر 88
دی 88
مرداد 89
مهر 89
دی 89
اردیبهشت 90
شهریور 90
خرداد 90
خرداد 91
خرداد 92
تیر 92
شهریور 92
بهمن 92

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «
خسته عشق
جاده های مه آلود
..::* حامیان ولایت *::..
آقاشیر
پیغام سروش
عاشق آسمونی
کوثر
اسوه
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
رویش
سجاده ای پر از یاس
xXxرنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
ماصاحب داریم
.: شهر عشق :.
رنگارنگه
نکته های زندگی

خط سوم
پاک دیده
مهر بر لب زده
عطش
پری برای پریدن
نهِ /دی / هشتاد و هشت
سیمرغ
مبانی مهندسی کامپیوتر
غزلیات محسن نصیری(هامون)
عکس فوری
ღ*چادریـــــــــــــ سایبریــــــــღ .¸¸.•*¨*ღ
آسمانی ها
خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا
مسافر آسمان
مجله اینترنتی
منطقه ممنونعه
ارمیا
Chamran University Accounting Association
جامع ترین وبلاگ خبری
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
دوزخیان زمین
هیئت حضرت علی اکبر(ع)
پیامبراعظم
عدل الهی Divine Justice
صدای نسل نو
هیئت بقیه الله شهیدیه
مسافر آسمان
امیدزهرا omidezahra
در حریم اهل بیت(ع)
نکته هایی از قرآن
شیعه مذهب برتر
به یاد مادر
جاهد
شمیم
حبل المتین
خط سرخ شهادت
پنجره
کوثر
قرآن و اهل بیت(ع) تنها راه نجات
دم مسیحائی
راه آسمان کجاست؟
کبوترانه
اردو
*... بگو به آن که ، دل از بار غم گران دارد ...*
ولایت
گنجینه قصار
موقتا عنوان نداره
پوست کلف
وقایع
ایران جاوید
رایگان های اینترنت
موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
تجربیات من درپروژه
تجربیات من در مدیریت پروژه
ترنم بارونی
عمومی
اتش عشق
عقل وعشق
تا ریشه هست،
دوستانه و صمیمانه. Pen pal یعنی دوستی که برایت می نویسد...
خلوت تنهایی
خلوت تنهایی
شمیم نینوا
زیر آسمان خدا
انتظار
::::: نـو ر و ز :::::
ترنم باران
حسنی وب
جاده خدا
رنگین کمان یک رنگ
توکای شهر خاموش
آسمان اتش
بابهار
سایت جامع دفاع مقدس(ساجد)
بیا مهدی با ترنم باران...
شیوه تدریس درس هنر
بازی بزرگان
سال نوآوری و شکوفایی
نسل برتر
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
کوثر110
روزان نوشت
شهید مرتضی بصیری
پرهیزگار عاشق است !
لینک باکس های رایگان لینک
پنجره
پلاک
اینجا پرنده...
کشکول صادق
فرشته مهر
ایده های اخلاقی نوین
abdekhoda1000
ایران سرزمین بلند
مصباح سبز
شهادت
علم وعرفان
لوح دل(شهید ایلیا)
ناریانا2
روایت
ایده های اخلاقی نوین
بیقرارنامه
لینکستان -محور

» صفحات اختصاصی «

» لوگوی لینک دوستان «


» وضعیت من در یاهو «
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ «

» طراح قالب «